دور تر از آتشکده ایست
که به فردا می نگرد
سایه خشک شده معصیت را
در خطوط دستها می جویند
و اگر آن کس که تو را
در پس پنجره ای می خواند
با هراسی که کنار پتک زمان می ماند
با فانوس تنهایی به دل
گمشده ای راه یابد....
فصل معصیت نزدیک است......
RSS